
کمکم کن که ز کابوس و ز هزیان گذرم. همه شب بختک و از خواب پریشان گذرم
همه دم شعر و غزل شور و شعف بود مرا
کمکم کن که از این ناله و افغان گذرم
به زمان چشم توقع مگرم هست هنوز ؟
که سلامت من از این منزل ویران گذرم
من و دل بودم و آسایش و آرام و قرار...
به من آرید امیدم که شتابان گذرم
دل خوش باور و خوش بین به تمنای وصال...
بغلم کن که از این وحشت هجران گذرم
#حیدرفدایی
برچسب:
نویسنده: پندار پورعلی